تبليغاتX
از خاموشی تا فریاد - تک بیت های طلایی

از خاموشی تا فریاد

ساحل دلتو بسپار دست خدا; خدا خودش بهترین قایقشو واست میفرسته


عاشقی مقدور هر میاش نیست                              غم کشیدن صنعت نقاش نیست

 


بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند    

 قاب عکس توست اما شیشه ی عمر من است


هیچ میدونی زندگیمو بسته به عشقت میدونم     اگه بخوای بری سفر،تنهای تنها می مونم
کاش میشد واسه همیشه از چشات عشقو بخونم   مثل اون روزای اول تو رو عاشقم بدونم

چون که ما نوری نداریم واسه هم هدیه بیاریم    

میون رنگ های دنیا عاشق رنگ های تاریم


اگر دست علی دست خدا نیست         چرا دست دگر مشکل گشا نیست


ای ستاره ای ستاره،قلب من بی کس وکاره     اونکه من واسش هلاکم با دلم کاری نداره


چرا مردوم نگرونن؟نمی خوان عاشق بمونن    

 وقتی همدیگرو دارن قدر هم رو نمی دونن


هیچ میدونی وقتی بری جات تو دلم خالی میشه    گریه من دشمنارو باعث خوشحالی میشه


میشوم شمعی و سوزم در دلت        تا کنم روشت چراغ محفلت


هیچ میدونی اگه بخوای بری سفر دل میمیره  سراغ قلب پاکتو اخه دل از کی بگیره

 


 

یادته وقتی وفا رو توی چشمای تو دیدم  به گرونترین بها بود که برات عشقو خریدم


من در این جای همین صورت بی جانم و بس    دلم انجاست که ان دلبر عیار انجاست

 


 

هست ان نیست که هر لحظه کنارت باشد    هست ان است که هر لحظه به یادت باشد


ای ستاره های شب ها،غم من قد یه دنیاست

 دوست دارم بگم براتون که دلم واسه چی تنهاست


به خدا خسته ی خستم،خسته از قلب های خالی      

به گمونم وقت اونه که برم از این حوالی


در دیاری که در ان نیست کسی یار کسی .......... کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی


تو با این لطف و دلبندی چرا با ما نپیوندی    نقاب از بهر ان باشد که روی زشت بر بندی

 

 

امیدوارم که خوشتون اومده باشه.

 

نظر هم فراموش نشه.

     

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت22:37توسط فریــــــــاد | |